تبليغاتX
کـلبه متروکه

قصه تنهائی من. وحشت از جدائیه.
جدائی از خاطره ها. از دست بی وفائیه.
وحشتم از عاشقی نیست. بلکه از فاصله هاست.
هراسم از پرپر شدن. توآغوش خاطره هاست.
آخره همه عاشقی ها قصه بی وفائیه.
تنهائی نشستنم. بهتر از آشنائیه.
اگر یه شب آب حروم بشه. بهتر از آزاریه.
پناه تنهائیه دل عکس های یادگاریه.
تو قلبم شکستی و گریت دل شکسته رو .

بزار فراموشش بشه.
دل دادن و دل بستن .
تو قلبم شکستی و گریت دل شکسته رو .
بزار فراموشش بشه.

دل دادن و دل بستن


********

چشم من گریه نکن
داغ دل و تازه نکن
دیگه فایده ای نداره
اینجوری گریه نکن
گریه نکن

چیک چیک ساعت قلبم
ساعت قلبم
اسمتو فریاد میزنه
توی آسمون قلبم
پرنده پر نمیزنه
پرنده پر نمیزنه

آرزوی من همینه
که فقط با تو بمونم
حالا من تو رو ندارم
عشقتو وصله به جونم

اون نگاهه عاشقونت
هرگز از یادم نمیره
توی ذهن خسته ی من
خاطراتت نمیمیره
خاطراتت نمیمیره

آه ه ه
آه ه ه

جای تو توو آسمون هاست
جای تو توی بهشته
باورم نمیشه هرگز
کسی که بوده گذشته

وقتی بودی ندونستم
که برای من چی هستی
حالا دیره تو چشاتو
واسه همیشه بستی
واسه همیشه بستی


آه ه ه
هووووو

یاد چشمای تو مونده
توی قلب عاشق من
عاشق من
دیگه فایده ای نداره
انتظار و هق هق من

چی میشد پیش من میموندی
می موندی
منو تنها نمیذاشتی
یك روز از راهی که رفتی
باز دوباره بر می گشتی
باز دوباره بر می گشتی

قدر مهربونی هاتو
وقتی بودی ندونستم
حالا میدونم که دیره
دیگه تو دوری ز دستم

با شمام ای عاشقا که
قدر عشق و نمیدونید
توی جاده های تقدیر
مثل من تنها میمونید
مثل من تنها میمونید

اوووووو
هوووو

تو چشماتو واسه همیشه بستی
شک و تردید و رها کن
دل و صادقانه بسپار
لحظه های عاشقانه
نمیشه دوباره تکرار

وقتی بودی ندونستم
که برای من چی هستی
حالا دیره تو چشماتو
واسه همیشه بستی
واسه همیشه بستی

جای تو توو آسمون هاست
جای تو توی بهشته
باورم نمیشه هرگز
کسی که بوده گذشته

وقتی بودی ندونستم
که برای من چی هستی
حالا دیره تو چشاتو
واسه همیشه بستی

واسه همیشه بستی


********


دنیای من،چشمای من،این عمر من
این دل من می سوزه
گریه نکن دروغ میگی
می دونم این چند روزه

تو هم مثل همه میری
ميري و منو تنها میذاری
عاشق نبودی میدونم
عشقتو هر جا میذاری

برو برو هر جا بگو
که یار من دیوونه بود
عاشق نبودی میدونم
بودن من بهونه بود

برو برو هر جا بگو
که یار من دیوونه بود
عاشق نبودی میدونم
بودن من بهونه بود

هاااااااا
هاااااااا

اما باز هم این دل من
عاشقش اونو می خواد
بود و من جای خالیش
اگه بره دیگه نیاد

برو برو هر جا بگو
که یار من دیوونه بود
عاشق نبودی میدونم
بودن من بهونه بود

برو برو هر جا بگو
که یار من دیوونه بود
عاشق نبودی میدونم
بودن من بهونه بود

هااااااااااا
هااااااااااا


دنیای من،چشمای من،این عمر من
این دل من می سوزه
گریه نکن دروغ میگی
می دونم این چند روزه

تو هم مثل همه میری
ميري و منو تنها میذاری
عاشق نبودی میدونم
عشقتو هر جا میذاری

برو برو هر جا بگو
که یار من دیوونه بود
عاشق نبودی میدونم
بودن من بهونه بود

برو برو هر جا بگو
که یار من دیوونه بود
عاشق نبودی میدونم
بودن من بهونه بود


اما باز هم این دل من
عاشقش اونو می خواد
بود و من جای خالیش
اگه بره دیگه نیاد

برو برو هر جا بگو
که یار من دیوونه بود
عاشق نبودی میدونم
بودن من بهونه بود

برو برو هر جا بگو
که یار من دیوونه بود
عاشق نبودی میدونم
بودن من بهونه بود

*****************

برو دیگه فکر نکن واسه تو میمیرم.
باید دل تنگمو از تو پس بگیرم.
گریه عشقمو به چشات بریزم .
میبنیم اشگ تو به کجا رسیدم.
یرو دیگه نبینمت تو شبای سردم.
میای یه روز بهم میگی دیگه توبه کردم.
برو حلالت میکنم. قلبمو شکوندی.
خدا فقط بگذره از دلی که سوزوندی.
اگه بخوای بیای دیگه فایده نداره.
آهای تو که سیر شدی از نگاه خستم.
آها تو که رد شدی از دلی که بستم.
اسم تو گل حسرت عشق تو دشستم.

حیف از اون ثانیه ها که به پات نشستم.
آهای تو که طعنه هات بغض تو گلومه.
آهای تو که خنده هات همش روبرومه.
دلم ازت بریده طاقتی نداره.
برو دیگه اینو بدون عشقمون تمومه.
برو دیگه فکر نکن واسه تو میمیرم.
باید دل تنگمو از تو پس بگیرم.
گریه عشقمو به چشات بریزم .
میبنیم اشگ تو به کجا رسیدم.
یرو دیگه نبینمت تو شبای سردم.
میای یه روز بهم میگی دیگه توبه کردم.
برو حلالت میکنم. قلبمو شکوندی.
خدا فقط بگذره از دلی که سوزوندی.
اگه بخوای بیای دیگه فایده نداره.
آهای تو که سیر شدی از نگاه خستم.
آها تو که رد شدی از دلی که بستم.
اسم تو گل حسرت عشق تو دشستم.
حیف از اون ثانیه ها که به پات نشستم
آهای تو که طعنه هات بغض تو گلومه.
آهای تو که خنده هات همش روبرومه.
دلم ازت بریده طاقتی نداره.

برو دیگه اینو بدون عشقمون تمومه



!! نوشته شده توسط متروکه | 19:27 | یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 •

بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
باور کنید پاسخ آینه سنگ نیست
سوگند می خورم به مرام پرندگان
در عرف ما سزای پریدن تفنگ نیست
با برگ گل نوشته به دیوار باغ ما
وقتی بیا که حوصله غنچه تنگ نیست
در کارگاه رنگرزان دیار ما
رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست
از بردگی مقام بلالی گرفته اند
در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست
دارد بهار می گذرد با شتاب عمر
فکری کنید فرصت پلکی درنگ نیست
وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را
فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست
تنها یکی به قله ی تاریخ می رسد
هر مرد پا شکسته که تیمور لنگ نیست!!!!

!! نوشته شده توسط متروکه | 22:57 | جمعه یازدهم بهمن 1387 •

چقد سخته تو چشمای کسی که تمام عشقتو ازت دزدیدو به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زلبزنی وبه جای انکه لبریزه کینه ونفرتشی حس کنی هنوزم دوسش داری چقدر سخت دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یبار زیر آوار غرورش همه وجودش له شده چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش صحبت کنی اما وقتی دیدیش هیچی نتونی جز سلام نتونی بگی چقد سخت پشتت بهش گوله های عکس گونهاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری چقدر سخته گل آرزوهاتو توی باغ دیگری ببینی وهزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک.



!! نوشته شده توسط متروکه | 22:29 | جمعه یازدهم بهمن 1387 •

تقدیر

باید تورو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست

تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
با این که بی تاب منی بازم منو خط میزنی
باید تورو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی

کی با یه جمله مثل من میتونه ارومت کنه

اون لحظه های اخر از رفتن پشیمونت کنه

دلگیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور

وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور

اخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره

عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره

باید تورو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی

راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی

پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی

محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی

پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی

محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی

باید تورو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست

تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست

باید تورو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی


راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی
!! نوشته شده توسط متروکه | 19:27 | پنجشنبه سوم بهمن 1387 •

دلت میخواست وجود من واست بشه مجسمه
تا هر جوری دلت میخواد خوردم کنی جلو همه
دلت میخواست برده باشم بشم اسیر دام تو
این آرزوت بود شب و روز جلو چشات بمیرم
کور خوندی نمیخوام اسمتو ...
نه راه پیش داری نه پس
بزار برو بی دردسر
خود تو خواستی اینجوری بشی غریب و دردسر
دیونگی عادته بی مرامی تو خونته
میخوام بزارمت کنار این قسمم به جونته
فرصت تو تمو شده توی دلم جا نداری
حتی برای رفتنم خوب میدونم ناه نداری

!! نوشته شده توسط متروکه | 14:53 | پنجشنبه سوم بهمن 1387 •

گریه نکن

گریه نکن پشت سرم
خودت می خواستی که برم
تو بودی که تیشه زدی به ریشه های باورم
گفتی نرو تنها میشم
تنها تر از سایه ی مرگ
ولی همه زمزمه هات
مثل گل بود و تگرگ

گفتی همیشه یادتم
حتی توو بیداری و خواب اما نگفتی
با دروغ خونه ای ساخته ای زیر آب
لحظه ی رفتن منه
گریه نکن پشت سرم
نگو که چشم به راحتم
خودت می خواستی که برم

گریه نکن،گریه نکن
گریه نکن،گریه نکن
گریه نکن،گریه نکن
گریه نکن،گریه نکن
گریه نکن،گریه نکن
گریه نکن،گریه نکن
گریه نکن،گریه نکن

آآآآه ه ه
اوووووو

فرصت بی تو بودنو
با جاده قسمت می کنم
سکوتو به جشن دلم
دوباره دعوت می کنم
دوباره دعوت می کنم

ثانیه های آخره
گریه نکن پشت سرم
نگو که دلتنگ منی
حرفتو باور ندارم
حرفتو باور ندارم

گریه نکن،گریه نکن

!! نوشته شده توسط متروکه | 14:14 | چهارشنبه دوم بهمن 1387 •

دوستت دارم!
دلم لبريز اندوه است و تنگ دوستت دارم
بخوان شعري به آهنگ قشنگ دوستت
دارم
قدمهاي مرا باران به سمت خانه تان آورد
به دستم شاخه ي ياسي به رنگ دوستت
دارم
دلم شد تنگ آن روزي که مي زد دست
معصومت
مرا در کوچه ي رندان به سنگ دوستت
دارم
کلاس اول عشق و دو همشاگردي عاشق
من و تو آن دو شاگرد زرنگ دوستت دارم
نشستم خط به خط با تو نوشتم مشق
باران را
به روي دفتري کاهي به زنگ دوستت دارم
در و ديوار اين خانه پر است از شعر و
افسانه
پر از نقاشي بي آب و رنگ دوستت دارم
***
.................................................. ..
دوباره قصه ي ماه و پلنگ دوستت دارم

***************


خداوندا ، خداوندا تو هم يکبار عاشق شو
و بر گير از لب ميگون ياري بوس اشک آلود
تو هم در انتظار دلبري با ترس و لرز و بيم
سر آن کوچه يک ساعت بمان غمناک و اشک آلود
که از درد من و راز درون من خبر گردي

تو هم چون من به رسوايي ميان ده سمر گردي
وفا داري کن و جور و جفايش را تحمل کن
چنان خو کن به او تا هستي تو جمله او گردد
و بعد در آغوش رقيبي مست و بي پروا
تماشا کن که تا بهتر بداني حالت مارا
خداوندا تو هرگز نامه معشوقه اي خواندي
که بنويسد تويي دينم تويي جسمم تويي جانم


ولي فردا همان فردا که آغاز جدايي هاست
بگويد کن فراموشم نميخواهم پشيمانم
و تو مانند مرغ نيم بسمل پر زني بر خاک
و شعرت نامه ات ، آتش زند بر پيکر افلاک
خداوندا ، تو يک شب تيشه مردانگي بردار
و از ريشه بر افکن اين درخت عشق و مستي را
و خواهي ديد با محو کلام دوستت دارم

تو خواهي داد بر باد فنا بنياد هستي را
وز آن پس هر دلي را کردي از عشق بتي دلشاد
به درس وفا هم در کنار عشق خواهي داد





!! نوشته شده توسط متروکه | 13:52 | یکشنبه یکم دی 1387 •

واسه‌ فهمیدن‌ِ چشمات‌ ،
عمریه‌ تو تب‌ُ تابم‌ !
بسترِ خاطره‌ سرده‌ ،
شعله‌وَرشو توی‌ خوابم‌ !

من‌ُ راه‌ بده‌ به‌ چشمات‌ !
بذار از دنیا رهاشم‌ !
بذار از قعرِ سیاهی‌ ،
با ستاره‌ همصداشم‌ !

عاشقانه‌ که‌ می‌خندی‌ ، غصه‌ها از اینجا می‌رن‌ !
میدونم‌ پیش‌ِ نگاهت‌ ، این‌ ترانه‌ها حقیرن‌ !

وقتی‌ از هق‌هق‌ِ بارون‌ ، نقطه‌چین‌ِ تن‌ِ شیشه‌ ،
یادِ من‌ باش‌ که‌ می‌خونم‌ ، برای‌ تو تا همیشه‌ !

یادِ من‌ باش‌ ! من‌ که‌ دستام‌ ،
زیرِ ساطورِ سکوته‌ !


----------------------


تو را از بین صدها گل جدا کردم

تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم

برای نقطه ی پایان تنهایی

تو تنها اسمی بودی که صدا کردم

عشق من عشق من

عشق من عشق من

بگو از پاکی چشمه منو لبریز خواستن کن

با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن

اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده

نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقته یخ کرده

که خیلی وقته یخ کرده

عشق من عشق من

عشق من عشق من

دیگه دلواپس بودن واسم بسه

دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه


زیادیم کرده پژمردن

زیادیم کرده غم خوردن

توی بیداد تنهایی

درعین زندگی مردن

عشق من عشق من

عشق من عشق من

بگو از پاکی چشمه منو لبریز خواستن کن

با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن

اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده

نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقته یخ کرده

که خیلی وقته یخ کرده

عشق من عشق من

عشق من عشق من

دیگه دلواپس بودن واسم بسه

دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه

زیادیم کرده پژمردن

زیادیم کرده غم خوردن

توی بیداد تنهایی

درعین زندگی مردن

عشق من عشق من

عشق من عشق من
!! نوشته شده توسط متروکه | 16:38 | شنبه سی ام آذر 1387 •

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم

یادمان باشد سر سجاده عشق

جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

یادمان باشد از این پس که جفایی نکنیم

 گرچه در خویش شکستیم صدایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

 طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنی




----------------------------------


گفتی از عشقم حضر کن چه بد کردم نکردم
یادمو از سر به در کن چه بد کردم نکردم
روز اول گفته بودی ولی از تو نشنیدم
توی آینیه دیروز کاشکی فردا رو میدیدم
با تو عشق آمدو گم شد هر چه بود زیرو زبر شد
لحضه هام خالی و خسته زندگی بیهوده تر شد
گفتی از عشقم حضر کن
فکر آزارو خطر کن چه بد کردم نکردم
عشق اولین تو بودی با تو من عشقو شناختم
ای تو عشق آخرینم رفتی و دردو شناختم
با تو من عشق و شناختم با تو من زندگی ساختم
از کسی گلایه ای نیست اگه باختم به تو باختم
گفتی از عشقم حضر کن چه بد کردم نکردم
عشقمو از سر به در کن چه بد کردم نکردم
هرکسی پس از تو آمد خلوت منو بهم زد
تو رو باز به یادم آورد اگه از عاطفه دم زد
هرکسی پس از تو آمد خلوت منو بهم زد
سرنوشت من نبوده سرنوشتی که رقم زد
روز اول گفته بدی ولی از تو نشنیدم



-------------------------------


غم نامه


توي يك نامه نوشتم : همه زندگيم شدي تو
تو جوابم دادي اما : زندگي هست ، اما بي تو



من نوشتم كه : يه روزي دل را باختم توي چشمات
تو به من مي گي كه : اون روز هوسي بوده تو چشمات

من نوشتم كه : هوس هم ،‌مي تونه يه عشق پاك شه
تو نوشتي : زندگي هم ، مي تونه بي تو بنا شه


من نوشتم كه :‌شدم آب ، همچو شمعي رو به دريا
تو نوشتي : خسته ام من ، رفته اي ديگه ز يادا

من نوشتم : اما اينجا ، همه ياد تورو كردن
تو نوشتي : اينه دنيا ، دل به ديگري سپردن
من نوشتم : چه كنم من ، كه بشي تو يار خونم
تو نوشتي : زندگيتو ، يه كتاب كن تا بخونم


من نوشتم كه : كتابه ، زندگيم همش تو هستي
تو نوشتي : كه دروغه ، حالا حتماً ديگه مستي


من نوشتم :‌آره مستم ، مستِ اون چشماي نازت
تو نوشتي : تو دروغي ، بسه ديگه نمي خوامت

من نوشتم كه : مي ميرم اگه گفتي « نمي خوامت »
تو نوشتي : نمي خوامت ، نمي خوامت ، نمي خوامت


من نوشتم با تمنا : ديگه بس كن كه شدم اب
تو نوشتي : اين سرابه ، زندگيتو نده بر آب

من نوشتم كه : سرابم واسه من يه اميده
تو نوشتي كه :‌ديوونه ، اين اميده نا اميده

من نوشتم : نگو اينو ،‌من اميدم به جوابت
تو نوشتي : اين جوابت ، من كه گفتم ..... نمي خوامت


من نوشتم : اشكاي من ، شده بدرقة راهت
تو نوشتي : عاشقي كن ، بگذر از من با نگاهت

من نوشتم : عاشقم من ، عاشق يه لحظه با تو
تو نوشتي : خسته ام من ، خسته از حكايت تو

من نوشتم كه : مي خونم من لالايي واسه خوابت
تو نوشتي كه جدايي ، بهترين داروي خوابت

من نوشتم كه : جدايي ، مي شكنه قلبمو جانا
تو نوشتي : چه كنم من ، اين يه رسمه توي دنيا


من نوشتم : حالا كه تو ، داري مي ري بهترينم
منم از غصه مي ميرم ، تا كه دوريتو نبينم
!! نوشته شده توسط متروکه | 15:7 | شنبه سی ام آذر 1387 •

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم

یادمان باشد سر سجاده عشق

جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

یادمان باشد از این پس که جفایی نکنیم

 گرچه در خویش شکستیم صدایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

 طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنی




----------------------------------


گفتی از عشقم حضر کن چه بد کردم نکردم
یادمو از سر به در کن چه بد کردم نکردم
روز اول گفته بودی ولی از تو نشنیدم
توی آینیه دیروز کاشکی فردا رو میدیدم
با تو عشق آمدو گم شد هر چه بود زیرو زبر شد
لحضه هام خالی و خسته زندگی بیهوده تر شد
گفتی از عشقم حضر کن
فکر آزارو خطر کن چه بد کردم نکردم
عشق اولین تو بودی با تو من عشقو شناختم
ای تو عشق آخرینم رفتی و دردو شناختم
با تو من عشق و شناختم با تو من زندگی ساختم
از کسی گلایه ای نیست اگه باختم به تو باختم
گفتی از عشقم حضر کن چه بد کردم نکردم
عشقمو از سر به در کن چه بد کردم نکردم
هرکسی پس از تو آمد خلوت منو بهم زد
تو رو باز به یادم آورد اگه از عاطفه دم زد
هرکسی پس از تو آمد خلوت منو بهم زد
سرنوشت من نبوده سرنوشتی که رقم زد
روز اول گفته بدی ولی از تو نشنیدم



-------------------------------


غم نامه


توي يك نامه نوشتم : همه زندگيم شدي تو
تو جوابم دادي اما : زندگي هست ، اما بي تو



من نوشتم كه : يه روزي دل را باختم توي چشمات
تو به من مي گي كه : اون روز هوسي بوده تو چشمات

من نوشتم كه : هوس هم ،‌مي تونه يه عشق پاك شه
تو نوشتي : زندگي هم ، مي تونه بي تو بنا شه


من نوشتم كه :‌شدم آب ، همچو شمعي رو به دريا
تو نوشتي : خسته ام من ، رفته اي ديگه ز يادا

من نوشتم : اما اينجا ، همه ياد تورو كردن
تو نوشتي : اينه دنيا ، دل به ديگري سپردن
من نوشتم : چه كنم من ، كه بشي تو يار خونم
تو نوشتي : زندگيتو ، يه كتاب كن تا بخونم


من نوشتم كه : كتابه ، زندگيم همش تو هستي
تو نوشتي : كه دروغه ، حالا حتماً ديگه مستي


من نوشتم :‌آره مستم ، مستِ اون چشماي نازت
تو نوشتي : تو دروغي ، بسه ديگه نمي خوامت

من نوشتم كه : مي ميرم اگه گفتي « نمي خوامت »
تو نوشتي : نمي خوامت ، نمي خوامت ، نمي خوامت


من نوشتم با تمنا : ديگه بس كن كه شدم اب
تو نوشتي : اين سرابه ، زندگيتو نده بر آب

من نوشتم كه : سرابم واسه من يه اميده
تو نوشتي كه :‌ديوونه ، اين اميده نا اميده

من نوشتم : نگو اينو ،‌من اميدم به جوابت
تو نوشتي : اين جوابت ، من كه گفتم ..... نمي خوامت


من نوشتم : اشكاي من ، شده بدرقة راهت
تو نوشتي : عاشقي كن ، بگذر از من با نگاهت

من نوشتم : عاشقم من ، عاشق يه لحظه با تو
تو نوشتي : خسته ام من ، خسته از حكايت تو

من نوشتم كه : مي خونم من لالايي واسه خوابت
تو نوشتي كه جدايي ، بهترين داروي خوابت

من نوشتم كه : جدايي ، مي شكنه قلبمو جانا
تو نوشتي : چه كنم من ، اين يه رسمه توي دنيا


من نوشتم : حالا كه تو ، داري مي ري بهترينم
منم از غصه مي ميرم ، تا كه دوريتو نبينم
!! نوشته شده توسط متروکه | 15:7 | شنبه سی ام آذر 1387 •

 و هرگز دلتنگي چشمانم را نديدي و تصوير خاموشي قلبم را در روشناي آرزوهايت تو فرياد سكوتم را در ميان واژگان روزمره زندگي نشنيدي تو فرصتي نداشتي براي برداشتن سيب سرخي از دستانم فرصتي نداشتي براي باور كردن باورهايم جاده ها چنان تو را در خود گرفتار كرده اند كه لحظه اي توان ايستادن نداري تو فرزند سفر بودي و من نواده سكوت خويشتن ديگر انتظارت را به انتظار نخواهم نشست برو مسافر جاده قدم هاي تو را دلتنگ است ...

!! نوشته شده توسط متروکه | 14:34 | شنبه سی ام آذر 1387 •

كارت پستال

http://www.city2p.co.cc/persianfaz/asheghane/8/122695627123.GIF


http://www.city2p.co.cc/persianfaz/asheghane/8/12269562719.GIF

http://www.city2p.co.cc/persianfaz/asheghane/8/1226956271love%20wallpaper.GIF

!! نوشته شده توسط متروکه | 15:24 | چهارشنبه بیستم آذر 1387 •

نفرين

آرزو دارم كه مرگت را ببينم
بر مزارت دسته هاي گل بچينم
آرزو دارم ببينم پر گناهي
مرده اي در دوزخي و رو سياهي
جاي اينكه عاشق زار تو باشم
آرزو دارم عزا دار تو باشم
جاي اين كه عاشق زار تو باشم
آرزو دارم عزا دار تو باشم
بهتر از هر عاشقي نازت كشيدم
در عوض نامردمي ها از تو ديدم
هر كجايي راه خوش بختي نيابي
راحت و بي دق دقه هرگز نخوابي
هر كجايي آب خوش هرگز ننوشي
يا لباس عافيت هرگز نپوشي
جاي اينكه عاشق زار تو باشم
آرزو دارم عزا دار تو باشم
اي چپاول گر تو اي وحشي تر از وحش
وحشيانه هم بميري گر كني صبر
عاشقم كردي و رفتي از كنارم

رنگ پاييزي كشيدي بر بهارم
اي پري و انس و جن با تو همه قهر
مرگ تو آيينه بندان مي كند شهر
اي چپاول گر تو اي وحشي تر از وحش
وحشيانه هم بميري گر كني صبر
عاشقم كردي و رفتي از كنارم
رنگ پاييزي كشيدي بر بهارم
اي پري و انس و جن با تو همه غم
مرگ تو آيينه بندان مي كند شهر
جاي اينكه عاشق زار تو باشم
آرزو دارم عزا دار تو باشم
!! نوشته شده توسط متروکه | 15:47 | سه شنبه نوزدهم آذر 1387 •

ای عشق شکسته ایم مشکن مارا
این گونه به خاک ره نیفکن مارا
ما در تو به چشم دوستی میبینیم
ای دوست مبین به چشم دشمن مارا...

!! نوشته شده توسط متروکه | 16:52 | شنبه شانزدهم آذر 1387 •

مي خواهم و مي خواستمت تا نفسم بود
مي سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود
عشق تو بسم بود كه اين شعله ي بيدار
روشنگر شب هاي بلند قفسم بود
ان بخت گريزنده دمي امد و بگذشت
غم بود كه پيوسته نفس در نفسم بود
دست من و اغوش تو هيهات كه يك عمر
تنها نفسي با تو نشستن هوسم بود
بالله كه به جز ياد تو گر هيچ كسم هست
حاشا كه به جز عشق تو گر هيچ كسم بود
سيما ي مسيحايي اندوه تو اي عشق
در غربت اين مهلكه فرياد رسم بود
لب بسته و پر سوخته از كوي تو رفتم
رفتم به خدا گر هوسم بود بسم بود

!! نوشته شده توسط متروکه | 16:42 | شنبه شانزدهم آذر 1387 •

ما نبايد هيچ وقت احساس شكستكي و ناراحتي كنيم براي كسي كه هيچ ارزشي نداشته اين خود ما هستيم كه از كاه ، كوه ميسازيم و حقيرترين آدم ها رو انقد بزرگ ميكنيم و ميبينيم كه ميشن دنياي ما و وقتي اون آدم حقير ارزش اين همه بزرگي رو نداره خودشو گم ميكنه و با رفتنش به طرف پستي يه جاي خالي خيلي بزرگ تو زندگي ما ميزاره.پس از هيچ كاهي كوه نسازيم.
!! نوشته شده توسط متروکه | 21:36 | یکشنبه دهم آذر 1387 •

آخرين معشوق

با من بگو از عشق اي آخرين معشوق
كه براي رسواي دنبال بهونم
با بوسه اي آروم خوابم رو دزديدي
تو شديييييييييييي تعبير روياي شبونم
من تووووووو نگاه تو  دنيامو ميبينم
فردااااااااااااااااااي شيرينم
نازنين منننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
چشماي توووووو افسانه نيست
كه تموم خواب و خيالم بود
تقدير من عشق تو شد كه هميشه فكر محالم بود
شبهاي تنهاي همرنگ گيسوته
آغوشتو وا كن .... مهتابي دل واپسي هامو با خنده اي كم كن
كه توي پايان ترديد و بي تابي
من تو نگاه تو دنيامو ميبينم
فرداي شيرينم نازنين من
چشماي توووووو افسانه نيست
كه تموم خواب و خيالم بود

!! نوشته شده توسط متروکه | 15:5 | یکشنبه دهم آذر 1387 •

درد دلمو بشنو

درد دلمو بشنو كه حالمو بدوني
هيچ وقت اينو نخواستي كه قدرمو بدوني
من آرزو مي كردم كه هم زبونت بشم
اميد اينو داشتم كه سايه بونت بشم
چقدر كه وقت بي وقت به ياد تو نشستم
فقط تو رو ميديدم تا چشامو مي بندم
هيچ وقت با هم نموندي اما به پات نشستم
زخم زبون شنيدم غرورمو شكستم غرورمو شكستم
وقتي از من دور بودي دنياي من سياه بود
زنده بودم ولي كن زندگي ام تباه بود
درد دلمو بشنو كه حالمو بدوني
هيچ وقت اينو نخواستي كه قدرمو بدوني
وقتي كه بر مي گشتي دلم برات مي لرزيد
براي من يه دنيا برگشت مي ارزيد
وقتي كه بر مي گشتي دلم برات مي لرزيد
براي من يه دنيا برگشت مي ارزيد
نموندي يو نخواستي شادي برام بياري
دستاي آشناتو تو دست من بزاري
هيچ وقت با هم نموندي اما به پات نشستم
زخم زبون شنيدم غرورمو شكستم غرورمو شكستم
وقتي از من دور بودي دنياي من سياه بود
زنده بودم ولي كن زندگي ام تباه بود
!! نوشته شده توسط متروکه | 14:53 | یکشنبه دهم آذر 1387 •

توي اين غــــــــروب خلوت دِلــــــم گرفته
تمـــــــوم دنيـــــــــــارو غــــــــــــم گرفته
مُسافر من که کوله بارش پُــــــر از غباره
صـــــداي بالِ کبوتَرارو يــــادم ميـــــــاره
شايد رو بال سفيد اَبـــــــــــرا نشسته رَفته
چــــــــه خوبه گريه که قَدِ دنيا دِلــــم گرفته
چـــــه خوبه گريه که مثل اَبرا دلــــم گرفته
اي رفتـــــه بي خَبر نِفريــــــن به اين سفر
رفتيو دستمو نگرفتي دَستاي خَستَمو نگرفتي
مــــــن از اين شهر بـــــــي صدا کجا بِرَم
دل شکستمُ بــــــــــــــه کي بـــــــــــــــــدم
شده اين درد کُهنـــــــه وقت گفتنـــــــــــش
کجا برم به کــــــــــي بگَم به کـــــــــي بگَم

صــــــــــدام کـــردي صـــــــــدام کـــردي
صــــــــــداي قلبـــــــــــــــمُ شنيـــــــــــدم
با گريه دنبال تو گشتم ولي ديگه تورو نديدم
تمام لحظه هارو گشتم ولي ديگه تورو نديدم

تن گرم عاشقت کـــــوُ که سرده دستــــــام
ببين چه خستــــــــــــه ببين چه تنهـــــــــام
تو نيستي رنگ سحـــــر پريده ،ستاره مُرده
سياهي ِ شب روزاي خوبُ به خــاک سپُرده
صدات صداي پرنده ها بود پُـــراز هَوا بود
چي شد که بــــــــــال صـــــــــــداتو بستن
بگــــــــــــو پَراتُ کجـــــــــــــــــا شکستن
بگـــــــــــو پَراتُ کجا شکستن کجا شکستن
اَشکم نصـــــــــــارِ تو قلبم مَزارِتــــــــــــو
رفتيو سايــــــــــــه ها تورو بُـــــــــــــردن
مرداي قصــــــــــه ها همه مُـــــــــــــردن
مــــــن از اين شهر بـــــــي صدا کجا بِرَم
دل شکستمُ بــــــــــــــه کي بـــــــــــــــــدم
شده اين درد کُهنـــــــه وقت گفتنـــــــــــش
کجا برم به کــــــــــي بگَم به کـــــــــي بگَم

صــــــــــدام کـــردي صـــــــــدام کـــردي
صــــــــــداي قلبـــــــــــــــمُ شنيـــــــــــدم
!! نوشته شده توسط متروکه | 14:36 | یکشنبه دهم آذر 1387 •

كارت پستال

غروب دلتنگیام

 
!! نوشته شده توسط متروکه | 9:35 | یکشنبه سوم آذر 1387 •

RSS